العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

438

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

اگر كسى مرد بالغى را گويد فرزند من است تصديق فرزند هم شرط است مگر مجنون باشد يا مرده اگر كسى اقرار كند به خويشى ديگر مثل برادرى بايد طرف نيز تصديق كند و اگر صغير باشد تا بلوغ درنگ بايد كرد و هر گاه دو تن اقرار به خويشاوندى كردند خويشى براى ديگران از اقارب آنان ثابت نمىشود و اگر يكى از اين دو از دنيا برود و ديگرى در طبقه ارث باشد ارث مىبرد مگر آن كه خويشان مشهور و ثابت داشته باشد و اقرار داشته باشند به نسبت خود ، آن خارجى كه نسبش به اقرار ثابت شده و لو در طبقه آنها باشد ارث نمىبرد و به نظر مىرسد كه اولاد و احفاد دو نفر مقر به برادرى يا خويشى ديگر كه هنگام اقرار خرد و كودك بوده يا به دنيا نيامده بودند و انكار خويشى نكرده‌اند قرابت آنها نيز به قرابت پدر و اجدادشان ثابت شود 2 - اگر يكى از وارثان اقرار كند وارثى ديگر نزديكتر از او هست بايد آن چه به خود او داده‌اند از ارث به آن وارث نزديكتر دهد و اگر در طبقه او باشد بايد نسبت نصيب او از اصل تركه از سهم مقر به او داده شود مثلا دو برادرند يكى اقرار كند به برادر سيم و ديگرى انكار كند ، بر فرض صحت اقرار سهم آن برادر سيم ثلث تركه مىشود ، اين يكى كه اقرار به برادرى